دیگر تبار تیره انسان برای زیست.

محتاج قصه های کودکانه نیست.

ما ذهن پاک کودک معصوم را

با قصه های جن و پری

و قصه های نور، آلوده می کنیم.

آیا هنوز هم،

دلبسته کالسکه زرینی؟

آیا هنوز هم،

در خواب ناز، قصه های طلایی را

- می بینی؟

/ 16 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسمين

سلام خوبيد.من آپ شدم.وقت کرديد يه سر به ما بزنيد. من همش شب ها می ترسم.می رم زير پتوم.می ترسم خواب بد ببينم.

مهدي

مرضيه جان من دوباره آمدم ولي به روز نبودي درهرحال من به روزم اگه دوست داشتي تشريف بيار

مهرداد

سردم است. سردتر از همیشه. در کنج خلوت خویش نشسته ام، بر بینوایی خود اشک می ریزم. بغضی هزار ساله که در آستین چشمانم نهان گشته، یارای ماندنی بیش نیست. آرام آرام می بارم. هوا عجیب بارانی است

مهدي

حرفت رو قبول دارم، من هم مقصر بودم

سميه

دلواپسم که پرواز کند روح بارانیم و اوج بگیرد شاهین زندگیم پس نذار تنها بمونم

مرضيه

سلام ما که ديگه خوابم نميبينيم!! موفق باشی.

مهدي

سلام داريم نزديك مي شيم به يك ماه چرا به روز نمي كني؟

مهدی

شما برای عاشق شدن دنبال بهانه اید ابتدا چشمهای دخترک سپس لبهای او کمی بعد گرمی بدنش و در نهایت .... دخترک تابلوی زیبایی ست که ترکیب رنگهایش برای شما جذاب است ولی هرگز موضوع آنرا نمی فهمید سلام خسته نباشید وبت باحاله به من سر بزن

مهدی

سلام مرضيه جان ممنون که به کلبه ی درويشی من سر زدی چشم به راهت هستم