سفر برايم هيچ چيز به جز دلتنگی ندارد. اما زندگی به من آموخت ...

برای بهتر ديدن عظمت و شکوه هر چيز،

بايد قدری از آن دور شد!!!

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Jvd

سلام کم پيدايين

تو

يه جورائي غير رسمي دارم دعوت ميكنم به وبلاگ جديدم، دوست ندارم كسي بفهمه كه كي بودم، اما اميدوارم تو بفهمي، به وب قبليم ديگه سرنزن، من اينجا به اتفاق يكي ديگه از دوستها داريم مي نويسيم، پس منتظرت هستم. دوست قديمي من

▪•●مـرضيـه●•▪

ديدم اسمت مرضيه گفتم بيام اينجا ببينم اين مرضيه خانوم چي مينويسهخواستي به منم سربزن.هم نام عزيزم

اردشير

سلام ! دور شدن نه برای هميشه بلکه گاهی لازم است ! خصوصا اگه از من خود دور بشيم نه؟

Jvd

سلام شما از سهراب سپهری خوشتان می آيد مگه نه بايد بگم اسکوتر ما هم دقيقآ همين نظر رو داره چون ترجمه فارسی تمام شعر هاش يه جورايی شبيه شعر های سهراب هستش

سعيد

سلام! ممنون از لطفتون. اگه بشه اسم اونا رو شعر گذاشت، ماله خودمه. نوشته های شما که يه ای ول حسابی داره!

بي صدا ترين فرياد

سلام اسمان من زمینی هستم جای اشک بر گونه ام می بالد و نسیم بر سر اشک دلم می خواند من همین جا در کنار شبو می مانم و سجودم را بر نگاه مهربان افتاب بر کنار لاله ی بشکسته آغتز می کنم و تا عشق زند است منتظر خواهم ماند سلام مهربون مرسی که باز هم پیشم اومدی و یه دنیا شرمنده به خدا هیچ حالم خوب نبود واسه همون نتو نستم پیشتون بیام بازم می گم شر منده ولی الان که اومدم بازم یه آپ قشنگ دیگه دیدم شما متنهای فوق العاده ای داری امید وارم به ارزو تون برسید و شاد و پیروز باشید برای من دعا کنید و بازم شرمنده که دیر اومدم پیشم بیاین منم آپم قربانت

روح الله

برای همينه که ميگن اگر کسی رو می خوای بشناسی باهاش برو سفر...

مهرداد

دیگر نمی توانم دنبال این سایه های بیهوده بروم، با زندگانی گلاویز بشوم. من دیگر نمی خواهم نه ببخشم و نه بخشیده بشوم. نه به چپ بروم و نه به راست. می خواهم چشمهایم را به آینده ببندم و گذشته را فراموش بکنم. مي خواهم در حال زندگي كنم. ***** باز هم همراه همیشگیم باش مهریان... یا حق...

لولو

سلامممممممم لولو از شما دعوت می کنه یه سری به وبش بزنید و نظرتونو در مورد سفرنامش بگید