مرغ مهاجر

   

 

 بدان که گاهی بدست نياوردن آن چيز که انسان می خواهد

از خوش شانسی اوست.


نوشته ی مرضیه نیک منش در ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٥

آموخته های کوچک من

آموخته ام که هميشه کسی هست که به ما احتياج دارد.

آموخته ام که انسان های بزرگ هم اشتباه می کنند.

آموخته ام که هميشه هميشه بخندم.

آموخته ام که به انسان ها به عنوان سکوی پرتاب نگاه نکنم.

آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام شکست خورده ام.

آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم.

آموخته ام که هرگز وابسته کسی نباشم.


نوشته ی مرضیه نیک منش در ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥

کشتی زندگی

اگر بدانی ...

چه کسی کشتی زندگی را از ميان موج های سهمگين روزگار به ساحل آرام روياهايت رسانده است؟

پدرت را می پرستيدی.

مثل من


نوشته ی مرضیه نیک منش در ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥

 

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که میبینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان "هر کجا" آیا همین رنگ است؟

کجا؟هرجا که اینجا نیست.

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم

بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین

من اینجا بس دلم تنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی فرجام بگذاریم...

 

اخوان


نوشته ی مرضیه نیک منش در ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ در شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٥

 

بار تو، وزن سنگین همه معایبی است که در دیگران یافته ای. پس دیگر چرا گله می کنی؟ مگر خودت این معایب را نیافته ای و کشف نکرده ای؟پس تماماً متعلق به خود توست.

 صحبت در باره پلیدی باعث بروز پلیدی می شود، هر چه بیشتر به شر توجه کنید، بر شرّ آن می افزایید.

 

      هر عیبی را که در دیگران ببینید، همان عیب یا نقصی مشابه را به زندگی فرا می خوانید.

 

      ایراد گرفتن از دیگران سبب می شود که خودتان با نفی و انکار روبرو شوید.

 

زخمها و آزارهای گذشته و حال را ببخشایید. فقط به خاطر خودتان. و گرنه روحتان می فرساید و به تباهی کشیده می شود.

 

دلیل اینکه گاه مردم مارا می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید، اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم، دیگر آزارمان نمی دهند. از زندگیمان بیرون می روند و خیر و صلاحشان را جایی دیگر می یابند.

 

کاترين پاندر

 


نوشته ی مرضیه نیک منش در ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ در سه‌شنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٥

 

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .         
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

گابريل گارسيا ماركز
 

 


نوشته ی مرضیه نیک منش در ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ در دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥