مرغ مهاجر

   

جملات زیبا

در کنجکاوی همانقدر لذت نهفته است که در تمام خواستن های شدید
لذت دانستن و کنجکاوی انقدر است که زندگی خیلی از کنجکاوان را به باد داده است. (الکساندر دوما)

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت انیشتین)

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم . (حضرت عیسی مسیح)

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند را بر شانه خویش احساس کرده ام. (چارلز مورگان)

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند.  (آنتوان چیکف)

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد . (گوته)

انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند.  (ارنست همینگوی)

کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است. (آلبرت انیشتن)

افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی.  (مثل آلمانی)

عاقل آنچه را که می داند، نمی گوید؛ ولی آنچه را که می گوید، می داند. (ارسطو)

مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت هایتان را بر سنگ مرمر.  (پرمودا باترا)

کسی که از هیچ چیز کوچکی خوشحال نمی شود ، هیچگاه خوشبخت نخواهد شد. (اپیکور)


نوشته ی marzieh در ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ در شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٧

دوست داشتن برتر از عشق

عشق جنون است و جنون چیزی جر خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست. اما دوست داشتن در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد.

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.

عشق تنها یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شده است و دوست داشتن در دریا شناکردن.

عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. از عشق هرچه بیشتر بنوشیم، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر. عشق هرچه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر.

عشق نیرویی است در عاشق که او را به سوی معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق رو به جانب خود دارد، خودخواه است و خودپا و حسود، و معشوق را برای خویش می پرستد و می ستاید اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد، دوست خواه است و دوست پا و خود ر ا برای دوست می خواهد و او را برای او دوست می دارد و خود در میانه نیست.

آری...که دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز، خود را تا سطح بلندترین قله عشق های بلند، پایین نخواهم آورد.

دکتر علی شریعتی


نوشته ی marzieh در ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧

حرمت

حرمت اعتبار خویش را

هرگز در میدان مقایسه خود با دیگران مشکن

تنها تو میدانی که

بهترین در زنگانیت چگونه معنا می شود.


نوشته ی marzieh در ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ در یکشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٧

شعر

گل سرخ نیست، بلکه عطر آن است

دریا نیست، بلکه خروش آن است 

من نیستم، بلکه چیزی است که مرا وادار به آنچه دیدن و شنیدن و احساس کردن میکند که نثر به آن قادر نیست.  


نوشته ی marzieh در ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ در جمعه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٧

چه حکمتی است

وقتی نگاه می کردم

از گل به خار رسیدم

با خود گفتم

پروردگارا؟

چه فلسفه ای ست

در این همسایگی

و چه حکمتی ست

در این بیگانگی


نوشته ی marzieh در ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ در شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦

 

گاهی که دلم به اندازه تمام غروب ها می گیرد چشم هایم را فراموش می کنم اما دریغ که گریه دستانم نیز مرا به تو نمی رساند من از تراکم سیاه ابرها میترسم و هیچکس مهربان تر از گنجشک های کوچک کوچه های کودکی ام نیست و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچک مرا نمی شناسد.

نوشته ی marzieh در ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ در جمعه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٦

 

با من بمان که ظلمت شب از راه می رسد.
وقتی که هیچ یاری نیست و آسایش گریخته است
خدایا ! ای یاور بی کسان با من بمان !
در هر لحظه به حضور -تو- نیازمندم.
چه چیزی جز لطف -تو- می تواند ترسها را در هم شکند؟
چه کسی جز -تو- می تواند راهنما و پناه من باشد؟
در روزهای ابری و آفتابی با من بمان!
از هیچ دشمنی نمی هراسم، چون -تو- در کنار منی!
آنجا که -تو- هستی اشک ها سوزنده نیستند،
مرگ هم تلخ نیست.
اگر با من بمانی ، همیشه پیروزم



نوشته ی marzieh در ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ در چهارشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٦

 

گاهی دیگران نا معقول و غیر منطقی و خود پرست هستند، بهر حال آنها را ببخش.
اگر مهربانی کنی آنها ممکن است تورا متهم به داشتن انگیزه های پنهانی و یاخود خواهی کنند، بهر حال مهربانی کن
اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان راستین نصیبت خواهد شد، به هر حال موفق شو.
اگر درستکار و رک باشی ممکن است عده ای سوء استفاده کنند، بهر حال درستکار و رک گو باش.
چیزی را که سالها طول کشید بسازی عده ای ممکنست یک شبه نابود کنند، بهر حال سازندگی کن.
اگر شادمانی و آرامش بدست آوری کسانی بتو حسادت خواهند ورزید، بهر حال شادمان و آرام باش.
نکوکاری امروز ترا ممکن است مردم فردا از یاد ببرند، بهر حال نکوکاری کن.
بهترین خود را به دنیا میدهی و ممکنست کافی نباشد، بهر حال بهترین خود را به دنیا بده.
نگاه کن و ببین بهر حال راجع به تو و دیگران نیست، هر چه هست بین تو و پرودگار است.

نوشته ی marzieh در ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ در شنبه ۱ دی ،۱۳۸٦

 

اینگونه زندگی کنیم:

ساده اما زیبا
مصمم اما بی خیال
متواضع اما سربلند
مهربان اما جدی
سبز اما بی ریا
عاشق اما عاقل


نوشته ی marzieh در ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ در شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦

 

درون تو صدایی هست که تمام روز در وجود تو زمزمه می کند
حس میکنم این درسته، می دانم این یکی غلطه ؟!
نه معلم، نه واعظ ، نه پدر و مادر و نه دوست و هیچ آدم عاقلی
نمی تواند بگوید چه چیز درست است و چه چیز غلط
تنها به صدای درونت گوش کن.


شل سیلور استاین

نوشته ی marzieh در ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ در سه‌شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٦